تشرف آیت الله العظمی نجفی مرعشی در راه مسجد سهله


    حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(قدس سره) چنین می گوید:

در ایّام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت«علیهم‌السلام» در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدار جمال مولایمان بقیّه الله الأعظم«علیه السلام» داشتم. با خود عهد کردم که چهل شب چهارشنبه پیاده به «مسجد سهله» بروم، به این نیّت که جمال آقا صاحب الأمر «علیه السلام» را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نائل شوم. تا سی و پنج یا سی و شش شب چهارشنبه ادامه دادم، تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک مسجه سهله خندقی بود. هنگامی که به آنجا رسیدم، بر اثر تاریکی شب،‌ وحشت و ترس مرا فرا گرفت؛ مخصوصاً از زیادی قطّاع الطّریق و دزدها می‌ترسیدم، ناگهان صدای پایی را از دنبال سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. به عقب برگشتم، سیّد عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: « ای سیّد! سلامٌ علیکم»  ...

ادامه مطلب ...

مقالات مهدویت(سنگ موسی)

سنگ موسی(ع)

به فرموده امام باقر هنگامی که حضرت قائم ظهور می کند پرچم پیامبر انگشتر سلیمان، سنگ و عصای موسی(ع) همراه او خواهد بود. به امر حضرت در میان سپاهیان اعلام می شود که کسی زاد و توشه برای خود و علوفه برای چارپایان برندارد. برخی از همراهان می گویند: او می خواهد ما را به هلاکت بیندازد و مرکب های مان را از گرسنگی و تشنگی نابود کند. اصحاب با حضرت حرکت می کنند.

به اولین جایی که می رسند حضرت سنگ موسیع را بر زمین می کوبد و آب وغذا برای نیرو ها و علوفه برای حیوانات بیرون می آید و از آن استفاده می کنند تا به شهر نجف می رسند.

امام صادقع می فرماید:«هنگامی که به شهر نجف می رسند، در آن جا با نصب آن سنگ برای همیشه از زمین آب و شیر می جوشد که گرسنه و تشنه ای را سیر می کند. در قرآن کریم از سنگی یاد شده که چون موسیع و قوم خود در بیابان سرگردان شده و راه به جایی نمی بردند خداوند جهت آب آشامیدنی آنان سنگی را به موسیع معرفی کرد و به وی فرمود:عصای خویش را بر آن بزند پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت و هریک از دوازده نسل یعقوب از چشمه ای بهره برداری می کردند.

از امام باقرع نقل شده است که سه سنگ از بهشت آمده است: حجر السود ، سنگ مقام ابراهیم و سنگ بنی اسرائیل(سنگ موسی که چشمه های آب از آن می جوشد.)

گورستان آتلانتیک

منطقه ی وسیع مثلثی شکلی که در قسمت شمالی اقیانوس اطلس واقع شده وقایع عجیبی را در خود به ثبت رسانده است این وقایع عجیب شامل ناپدید شدن افراد، کشتیها و هواپیما ها میشود. گوشه های این مثلث را 1)جزیره ی برمودا2)میامی و فلوریدا 3)سن خوان ، پوئر تو ریکو تشکیل میدهند. مثلث برمودا به مثلث شیطان نیز معروف است.

موقعیت جغرافیایی منطقه....

 
ادامه مطلب ...

صحیفه امام مهدی(عج)

ولادت آن اختر تابناک

در پگاه نیمه شعبان سال 255 هجرى آفتاب عالمتابى رخ نمود که پرتوهاى پرتوانش رمق درکالبد انسانیت دمید ومایه هستى کائنات گردید.

سرانجام وعده هاى الهى على رغم اقدامات منکران حضرتش به وقوع پیوست وحضرت مهدى علیه السلام متولد گردید، وکوششهاى خلفاى اموى وعباسى ومخالفین آن حضرت که مذبوحانه براى خاموش کردن نور خدا قیام کرده بودند، مفتضحانه به ناکامى کشیده شد.

چرا که هر گاه اراده خداوندى بر امرى تعلق گیرد کسى توان گردنکشى ومبارزه با آنرا نخواهد داشت، آیا ممکن است وعده هاى قطعى الهى تحقق نپذیرد، وشیادان زورگو، عنان گسیخته با مقدّرات وسرنوشت رقم خورده الهى به پیکار برخیزند؟

بارى در سحرگاه نیمه شعبان سال 255 هجرى امام حسن عسکرى علیه السلام سیماى ملکوتى ودرخشان فرزندش را دید، سیماى فرزندى که سالیان دراز زندگانى خواهد کرد وتمام وعده ها وبشارات الهیّه را تحقق خواهد بخشید.

  برای مشاهده کامل صحیفه به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب ...

تورات و بشارت موعود

در کتاب تورات که از کتب اسمانی به شمار می رود و هم اکنون در دست اهل کتاب و مورد قبول انها است، بشارات زیادی از امدن مهدی موعود و ظهور مصلحی جهانی در اخر الزمان امده است.

در«زبور» حضرت داود(ع) که تحت عنوان«مزامیر» در لابلای کتب «عهد عتیق» امده،نوید هایی درباره ظهور حضرت مهدی(عج) به بیان های گوناگون داده شده است و در 35 بخش از مزامیر 150 گانه اشاره ای به ظهور مبارک ان حضرت و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشکیل حکومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یک دین محکم و ایین جاوید موجود است...

  ادامه مطلب ...

جهان سازی حضرت مهدی(عج)

تمام پیامبران الهی به دنبال محقق کردن هدف واحدی بودند همان هدفی که همه دسته ها و گروه ها وجمعیت های بشری را یکجا زیر پرچم پر افتخار مهدی منتظر(عج)جمع می کند.

خداوند تعالی در قرآن کریم می فرماید:«هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لینظره علی الدین کله و لو کره المشرکون» او همان کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق ارسال کرد تا علی رغم میل مشرکان آن بر تمام ادیان حاکم گرداند.

امام هفتم(ع) ذیل این آیه فرمودند: هنگام قیام مهدی(عج) است که اسلام را بر تمامی ادیان حاکم می گرداند...  ادامه مطلب ...

جهان گشایی امام زمان

درباره عملیات نظامی حضرت مهدی و گشودن شهر ها و کشور ها روایات بر دو گونه است بعضی روایات سخن از گشودن شرق و غرب ، جبوب و قبله و سرانجام همه جهان به میان آورده است و برخی روایات دیگر به گشودن سرزمین های معینی از جهان اشاره دارد.

بی شک حضرت همه جهان را تحت سیطره حکومت خود می اورد ولی این که از بعضی شهر ها نام برده شده شاید به لحاظ اهمیتی باشد که آن شهر ها در آن روزگار پیدا خواهند کرد.

این اهمیت برای این است که آن ها از قدرت های آن روزگار به حساب می آیند و سرزمین هایی از جهان را تحت نفوذ خود دارند یا  آن سرزمین ها منطقه پهناوری هستند که بخش بزرگی از جمعیت را در خود جای داده اند و یا این که قبله آمال پیروان یکی از مذاهب و ادیان می باشند؛ به طوری که اگر آن شهر سقوط کند همه پیروان آن آیین تسلیم می شوند یا به سبب اهمیت نظامی و استراتژیکی آن است؛ به طوری که با سقوط آن عملیات دشمن مختل شده زمینه برای تهاجم نیرو های حضرت فراهم می گردد.

برگزیدن شهر مکه به عنوان نقطه آغاز قیام سپس برگزیدن عراق و کوفه به عنوان مرکزیت سیاسی نظامی حکومت و حرکت  به سوی شام و گشودن بیت المقدس شاید تاییدی بر این سخن باشد؛ زیرا امروزه اهمیت سیاسی،مذهبی و نظامی این سه سرزمین بر کسی پوشیده نیست.

برخی روایات که به تسلط حضرت بر سراسر جهان دلالت دارد عبارتند از امام باقر در تفسیر آیه شریفه:«الذین ان مکناهم فی الارض...» فرمودند: این آیه مربوط به آل محمد(ص) و آخرین امامان است. خداوند شرق و غرب زمین را در اختیار و نفوذ حضرت مهدی (عج) و یارانش قرار می دهد.

امام رضا از پدرانش نقل می کند که پیامبر اکرم فرمودند:«وقتی مرا به معراج بردند... عرض کردم:پروردگارا! آیا اینان(امامان) پس از من جانشینان من خواهند بود؟ ندا آمد: ای محمد! آری اینان دوستان و برگزیدگان و محب های من پس از تو بر بندگانم می باشند و جانشینان و بهترین بندگانم پس از تو خواهند بود. به عزت و جلالم سوگند دین آیینم را به وسیله آنان به افراد بشر غالب می سازم و کلمه الله را به وسیله آنان برتری می بخشم و به وسیله آخرین آنان زمین را از وجود سرکشان و گنهکاران پاک می کنم و فرمانروایی شرق و غرب را به او می دهم.

امام باقر نیز می فرمایند:هنگام قیام حضرت قائم(عج) خداوند اسلام را بر همه ادیان پیروز می کند.

دسته دیگری از روایات به گشودن شهر های مخصوصی اشاره دارد: امام باقر(ع) می فرمایند:حضرت قائم(عج) سه پرچم را برای عملیات در سه نقطه آماده می سازد؛ پرچمی را به قسطنطنیه گسیل می دارد و خداوند آن جا را برای او می گشاید پرچم های دیگری را برای چین می فرستد و آن جا نیز بر حضرت گشوده می شود و پرچم سوم را برای کوه های دیلم می فرستد و آن جا هم به تصرف نیرو هایش در می آید.

ابوحمزه ثمالی می گوید: از امام باقر(ع) شنیدم که فرمودند:هنگامی که قائم آل محمد(عج) ظهور می کند به همراه شمشیری است که آن را از نیام می کشد و خداوند به دست او سرزمین های روم ، چین، ترک،دیلم،سند،هند،کابل،شام و خزر را می گشاید.

 

چرا به امام زمان(عج) قائم ال محمد گفته می شود؟

یونس‌بن‌عبدالرحمن از امام کاظم علیه‌السلام پرسید: آیا تو همان قائم به حق هستی؟ آن حضرت فرمود: «آری، من قائم به حق هستم، اما آن قائم به حقی که زمین را از دشمنان خدا پاک می‌کند و آن را پر از عدل و داد می‌کند، پس از آنکه پر از ظلم و جور شده است، او پنجمین فرزند از اولاد من است که غیبتش طولانی   خواهد شد».[۱]   ادامه مطلب ...

هالیوود و مهدویت قسمت اول

هالیوود ومهدویت قسمت اول

فیلمسازان آمریکایى مهدویت را نشانه گرفته اند!

اشاره:

دکتر حسن بلخارى، فارغ التحصیل رشته ادیان وعرفان، از اساتید دانشکده هنر دانشگاه تهران وآشنا با علوم ارتباطات هستند. با توجه به اطلاعات جامعى که ایشان در زمینه فعالیتهاى رسانه هاى غربى درخصوص مقابله اندیشه اسلامى وبویژه موضوع مهدویت دارند، خدمت ایشان رسیدیم وسؤالاتى را درهمین زمینه مطرح کردیم.

با تشکر از اینکه وقت گرامیتان را دراختیار ما قرار دادید، به عنوان اولین سؤال بفرمائید که نقش وجایگاه سینما ورسانه هاى صوتى، تصویرى در غرب وخصوصاً آمریکا چیست؟

به یک عبارت جهان امروز جهان تصویر است وعمده ترین مصداق این تصویر سینماست. (پُستمن) در کتاب (زندگى در عیش، مردن در خوشى) خود سه دوره را یا سه سپهر را اصطلاحاً براى انتقال معلومات ذکر مى کند. دورة اول دوره انتقال معلومات به وسیله زبان بود. پدر مى گفت فرزند حفظ مى کرد، دوره دوم دورة مکتوب بود وکتاب حافظ وحامل معنا براى نسل بعدى شد. ایشان سومین دوره را دورة تصویر مى داند که تصویر سینمایى وتلویزیونى جاى دو موج قبلى نشسته است. البته تحلیل ایشان این است که این تصویرها به صورت خاص دارد ساخته مى شود وبه جهان ارائه مى شود، ما در قلمرو افزایش دامنة جهل انسان قرار داریم تا علمش. تحلیلى که پستمن ارائه مى دهد تحلیل درستى است واین تقسیم بندى نسبت به سه دورة انتقال معلومات. واقعیت قضیه این است که ما داریم در عصر تصویر وعصر سینما زندگى مى کنیم وعنوانى که شما تحت عنوان دنیاى anformatic، information یا اطلاعات وانفجار اطلاعات دارید عصاره اش تصویر است، یعنى از یک طرف ما الان در عصر اطلاعات زندگى مى کنیم که این اطلاعات جذابترین، مؤثرترین، کارآمدترین وماندگارترین شیوة ابراز آن تصویر است. البته فقط این نیست که حالا قدرتها دارند از این عنصر بالاترین استفاده را مى کنند. ذهنیت مخاطبها هم، چنین قدرت وجایگاه پذیرشى را دارد. ما در شبانه روز بین 78 تا 79% اطلاعات دریافتى روزانه را از چشممان به دست مى آوریم وبقیه حواس درصد بعدى را به خود اختصاص مى دهند. درعین حال شما اگر به سیستم دریافتى انسان نگاه کنید مى بینید که نیمکرة راست مغز مربوط به علوم حضورى وشهودى به صورت تصویر است. طبق تحقیقاتى که طى 10، 15 سال گذشته صورت گرفته، انسان با نیمکره راست مغزش با اطلاعات برخورد شهودى مى کند یعنى در آنجا ماندگار است وبزرگترین وعمیق ترین تأثیرات را روى شخصیت انسان مى گذارد. مجموعة این قضایا که من به صورت مختصر خدمت شما عزیزان ذکر کردم معنایى را مى سازد که تصویر را کارآمدترین عامل نه تنها براى انتقال معلومات، بلکه تأثیرگذارى روى شخصیت وروان افراد قرار مى دهد. این مقدمه به نحوى بیانگر جایگاه تصویر وسینماست.

ببینید! غرب در ذات تکنولوژیکى خودش تفوق طلب است. یعنى ما بحثى داریم در فلسفه علم که علم وقتى مجتمع شد فى حد نفسه قدرت را به دنبال مى آورد. برگردیم به همان کلامى که (فرانسیس بیکن) در ابتداى رنسانس گفته که (هدف نهایى علم قدرت است). در چنین فضایى غرب براى اعمال این قدرت وکسب مطامع بیشتر از تصویر دارد بهترین استفاده را مى کند. هالیوود به عنوان مرکز فیلمسازى آمریکا، که در سال 700 فیلم تولید مى کند وسالانه 15، 16 میلیارد دلار سود خالص دارد ونزدیک به 78% سینماها وتلویزیونهاى جهان از آن تغذیه مى شوند. شما کلمات را که کنار هم قرار بدهید به صورت بسیار وسیعى نشان مى دهد که ما با چه قدرت وتأثیر وبرنامه ریزى عظیمى از آن طرف روبه رو هستیم. واقعیت مسأله این است که غرب به اهمیت، قدرت وتاکتیک تصویر پى برده است واز آن در قالب سینما دارد استفاده مى کند. ما در غرب فیلم خنثى نداریم، یعنى از این 600، 700 فیلمى که در سال تولید مى کند 30، 40 فیلم است که در سطح جهان مطرح مى شوند، البته آنها را هم خودشان مطرح مى کنند با اسکارهایى که مى دهند وبعضاً هم به دلیل جذابیتهاى عامه اى که دارند در سطح جهان مطرح مى شوند وواقعاً فرهنگسازى مى کنند. مانند جریانى که (تایتانیک) با دو میلیارد بیننده در سطح جهان ایجاد کرد. این نکات را به صورت پراکنده دارم عرض مى کنم چون درهر بُعدش یک معناى عظیمى وجود دارد، مى خواهم با این دلایل نشان بدهم که غرب به قدرت عظیم سینما پى برده است. به همین دلیل الان مهمترین کارى که مى کند این است که مبانى نظرى خودش را که محصول ایده ها واهدافش است به زبان تصویر ترجمه مى کند. یعنى من بزرگترین ویژگى غرب را ترجمة معنا به تصویر مى دانم. چون روانشناسى مدرن بیانگر این است که تأثیرى که تصویر دارد هیچ کلامى ندارد وبحثى در روانشناسى داریم که هر تصویر معادل هزار کلمه است.

کار دیگر تصویر وسینما توأماً درگیر کردن احساسات وادراک است. سخنورها ادراک را مخاطب قرار مى دهند وفیلمهاى بى محتوا احساس را وفیلمهاى هدفمند ادراک واحساس را با هم. در چنین قلمرویى احساس، جذابیت را، ادراک معناپذیرى را وجمع آنها سینما را مى سازد. من معتقدم ودر حقیقت واقعیتهایى جهانى وهالیوود وفرهنگسازى آن بیانگر این است که غرب دارد از سینما حداکثر استفاده را مى برد، چون برایش استفاده دارد لذا جایگاه ویژه اى هم دارد.

با توجه به اهمیت مسأله فرهنگ سازى که فرمودید، نکته اى که معمولاً در فرهنگها مطرح است مقوله اى به نام (مدینة فاضله) ویا (آرمانشهر) است وقطعاً غرب هم به دنبال ترویج چیزى با این عنوان است. براى عرضه الگوى مطلوب غرب دراین زمینه سینما ورسانه هاى تصویرى چه نقشى را ایفا مى کنند؟

ما در دهة 90 دو اتفاق جدّى داشتیم در چارچوب همین آرمانشهرى که غربیها تعقیب مى کنند: یکى کاربرد اصطلاح نظم نوین جهانى (New World Order) توسط بوش وگفتند ما داریم این را تعقیب مى کنیم ویکى هم نظریه پایان تاریخ فوکویاما. در نظریه پایان تاریخ فوکویاما مى گوید: دموکراسى لیبرال آرزوى نهایى است که با فروپاشى رقیب سرسخت لیبرالها که کمونیسم بود، ما داریم وارد این فضا مى شویم وتاریخ دارد عملاً پروسة تکاملى خودش را درحد نهایى اش طى مى کند. این دو مسأله به نحوى از نیت سیاسى غرب در Globalization (جهانى شدن) ودر ایجاد یک فرهنگ جهانى وتحمیل آن بر جهان پرده برداشت. مى خواهم این نکته را خدمتتان عرض کنم که رسانه ها مهمترین واصلى ترین ابزار تسلط فرهنگى غرب محسوب مى شوند چون اولاً تصویر یک زبان بین المللى است. ما در زبان مشکل داریم. مثلاً یک آفریقایى اگر زبان انگلیسى نداند نمى تواند با فرهنگ غرب ارتباط برقرار کند. ولى ازطریق تصویر چرا. اخیراً در یکى از روزنامه ها گزارشى خواندم با عنوان مسجد وماهواره که بررسى کرده بود تأثیر ماهواره را در فرهنگ مراکش به عنوان یک کشور مسلمان، نتایجى که گرفته بود وحشتناک بود، نسبت به آن مبانى ارزشى که ما داریم.

مى خواهم این نکته را خدمتتان عرض کنم که غرب مدینة فاضله اى در ذهن خودش ساخته، گرچه در خود غرب هم این مدینة فاضله منتقدان جدّى خودش را دارد مثل (آلن دومینو)، (برژینسکى) و(روژه گارودى) هم به عنوان یک مسلمان. ولى واقعیت قضیه این است که آن کسانى که دارند برنامه ریزى مى کنند در این قلمرو اینها دنبال اهداف ومنافع خاص خودشان هستند وسعى مى کنند که این مدینة فاضله را فقط وفقط ازطریق تصویر به وجود بیاورند. الان مقاله وسخنرانى جواب نمى دهد. سمینارهاى تخصصى شاید روشنفکران جهان سومى را مجاب کند امّا غرب یکى از اهداف اصلى اش جلب افکار عمومى است. در فضایى که دموکراسى اصل مى شود رأى عمومى قدرت ساز است به همین دلیل شما باید روى رأى عمومى کار بکنید، روى جلب آراء عمومى باید کار کنید، لذا او هدف جدّى اش را جلب ا فکار عمومى قرار داده وفیلمها دارند در این قلمرو آن کار را مى کنند، شما اگر به مجموعة فیلمهایى که در این دو دهه بویژه پس از طرح نظم نوین ساخته شده نگاه کنید این مسأله کاملاً ملموس است. اجازه بدهید من یک مثال مصداقى مشخص بزنم. آمریکایى ها فیلمى ساخته اند به روز استقلال (Independence day). این فیلم از لحاظ جلوه هاى ویژه (Special effect) بسیار بالاست وخیلى هم در آمریکا مطرح شد ودر جهان هم روى آن خیلى تبلیغ شد. چهارم ژوئیه در تقویم آمریکایى روز استقلال آنها محسوب مى شود. در این فیلم یک گروه فضایى به کره زمین حمله مى کنند وامریکایى ها دفاع مى کنند، درنهایت در روز استقلال اینها دشمنان را دفع مى کنند. خیلى ها این فیلم را به عنوان action وبا جلوه هاى ویژة برتر گرفتند امّا به پیامى که این فیلم داشت اصلاً توجه نشد.

پیام این بود که آمریکا ونظام فرهنگى حاکم بر غرب تنها سیستمى است که جهان را از خطراتى که وجود دارد حفظ مى کند واین پیام را در اکثر فیلمها ترویج وتبلیغ مى کند، حتى در فیلمى که اخیراً تلویزیون ما (احتمالاً در ایّام نوروز 79) نشان داده شد که باز هم آدم فضایى ها حمله مى کنند، آمریکایى مردم را نجات مى دهند. در فیلم پیشگوئیهاى نوستر آداموس که حتماً بحثمان به آن خواهد رسید این امریکاست که مقابل مسلمانها مى ایستد یا مثلاً بازى کامپیوترى خیلى مشهور (یا مهدى) که اسم اصلى اش ûPersian Gulf inferno‎ (جهنم خلیج فارس) است. خلیج فارس را مرکز حرکتهاى تروریستى جهان جلوه مى دهد. ما در بعد روانشناسى مى گوئیم این بازى افراد را نسبت به امام زمان ولفظ (یا مهدى) شرطى مى کند ولى وقتى باطن قضیه را نگاه مى کنید مى بینید پیام دیگرى هم دارد وآن این است که وقتى خلیج فارس مرکز حرکتهاى تروریستى جهان مى شود حضور نظامى امریکا در خلیج فارس توجیه مى شود. غرب یکى از کارهایش این است که قبل از اینکه به عملیات گسترده دست بزند ازطریق رسانه ها کار خودش را توجیه مى کند. شما جریان خلیج فارس را ببینید، ما یک بحث بسیار مهمى را درباره بحران خلیج فارس داشتیم که گفتند جنگ رسانه هاست، نه جنگ تسلیحات. سى. ان. ان (CNN) نقش بسیار جدّى داشت، وقتى که فضا دارد وارد چنین قلمرویى مى شود، رسانه ها در پیاده کردن اهداف غرب نقش جدّى دارند. مثال ملموس دیگرى را خدمتتان عرض کنم. ما الان جنگى را در نظام جنگهاى مدرن داریم: جنگ اینترنت والکترونیک، به عنوان مثال یکى دوماه پیش بود که اسرائیلیها سایت حزب الله را شکسته بودند وپرچم اسرائیل را در سایت آنها گذاشته بودند وکارى که حزب اللهى ها کرده بودند خیلى جالب بود، آنها آمده بودند ساعتها کنگره (کِنِست) اسرائیل ومراکز حساس اسرائیل را اشغال کرده بودند، یعنى بلافاصله جواب داده بودند وپاتک کرده بودند. لذا مى بینید اصلاً فضاى جنگها، برخوردها وتأثیرگذارى در جهان دارد عوض مى شود ومن در قلمروهاى مختلف که بررسى کرده ام دیده ام که در اکثریت این قلمروها تصویر است که حرف اول را مى زند، همه مى خواهند مخاطب را جلب کنند آن هم به بهترین وجذابترین شکل که تصویر است. یک جمله خدمتتان عرض کنم که عصارة بحثم وجواب کلى سؤال شما باشد که غربیها اولاً قطعاً مدینة فاضله دارند، این مدینة فاضله را دارند ذکر مى کنند که همان دموکراسى لیبرال است.

وقتى تافلر در کتاب (جابجایى قدرت) خودش مى گوید: (بسیارى از فرهنگها ومردم جهان تشنة اقتباس از زندگى، مُد وفرهنگ غربى هستند) (که من روى این اصطلاح تکیه مى کنم) دارد به نحوى تبلیغ مى کند گرچه برخوردش نقادانه است ولى بطن این نقادى از لحاظ روانشناسى متهم است ودر اصل تبلیغ است.

ثانیاً، بستر این جهانى سازى واین معنا که جهان را تحت این مدینة فاضله تسخیر کنند رسانه ها هستند. من در همین فضا یک نکته مهم دیگر را عرض کنم که باز مصداقى است. ما در سال 2000 فیلم دیگرى داشتیم در هالیوود با عنوان ماتریکس (Matrix). این فیلم فروش واستقبال غیرمنتظره اى داشت.

چهار جایزه اسکار گرفت،به دلیل اینکه جلوه هاى ویژه وبهترین تدوین صدا ومواردى از این قبیل داشت. من در دانشگاههاى کشور بحثى تحت عنوان (هویت انسان فردا) داشتم وبعد از آن نقد ونمایش ماتریکس واخیراً این برنامه را در دانشگاه تهران داشتیم. نکته مهمى که در چارچوب بحث ما از این فیلم وجود دارد این است که در این فیلم هویت انسان آینده که به ماشین تبدیل شده زیر سؤال مى رود. امّا نجاتى که براى فرار از این بحران ذکر مى شود شهرى است به اسم Zion (صهیون) یعنى شما در این فیلم پنج، شش بار کلمه صهیون را مى شنوید با اصطلاح لاتین آن وبا چهرة شهر منجى. یعنى تصویرى که ارائه مى شود این است که فقط یکجاست که در آنجا مى توانید نجات پیدا کنید، چه در قلمرو ماده وچه معنا وآن Zion است.

مى خواهم عرض کنم که وقتى شما مى بینید که ماتریکس ساخته مى شود ودر جهان آن را در بوق وکَرنا مى کنند، جلوه هاى ویژه بسیار عظیمى درآن به کار مى رود که واقعاً حیرت انگیز وبسیار جالب است، امّا برفراز این معانى صهیون قرار داده مى شود یعنى اینکه براى غرب جا انداختن مسألة مدینة فاضله مهم است وبسترش را تصویر برگزیده است. مگر در دهة 50 میلیونها دلار در صحراها خرج ساختن فیلمهاى پرخرجى مثل (بن هور) و(ده فرمان موسى) نشد؟ الان این مسأله براى ما دارد کشف مى شود که در آن زمان اسرائیل مشکل مشروعیت را داشت ومشکل مشروعیت را فقط تصویر حل مى کرد. سینماها هم پر مى شد، خبرى خواندم که وقتى فیلم بن هور وارد ایران شد، (حالا چطور اسرائیل با رژیم تماس گرفته بود نمى دانم) بسرعت ترجمه شد. یعنى در تاریخ سینماى ایران فیلمى که بسرعت ودر کمترین زمان ترجمه ودیالوگهاى آن جهت ارائه آماده شد، فیلم بن هور بود وبعد هم ده فرمان. اسرائیل قدرت تصویر را شناخت واز سیستم سینما استفاده کرد وخود را جا انداخت. این مثالها بحث را براى خواننده ملموس مى کند. من یک سخنرانى در دانشگاه شیراز داشتم، سال 77 که بحثم مهدویت وغرب بود ـ بحثى که در جاهاى مختلف دارم ـ در آنجا از کنفرانس سال 1984 تل آویو پرده برداشتم وسیاستهایى که اینها داشتند وبازى کامپیوترى (یا مهدى) را به آنها نشان دادم. چند روز بعدش بخشهاى مهم سخنرانى من وتصاویرى از این بازى در مجلة دانشگاه شیراز منتشر مى شود وپنج، شش صفحه را به خود اختصاص مى دهد. این مجله در اینترنت سایت داشت، حدود یکماه بعد تدوین کنندگان مجله رفته بودند که مجله خودشان را ورق بزنند دیدند که مثلاً از صفحه 4 یکدفعه مى رود به صفحه 11، یعنى بررسیهایى که کرده بودند دیدند که سیستمى (که آنها حدس مى زدند اسرائیل بوده) سایت را شکسته ووارد آن شده بود واین چند صفحه را حذف کرده بود. چرا؟ چون اینترنت جهانى است. یعنى اینقدر براى آنها رسانه ها مهم است.

با توجه به مطرح بودن بحث آیندة جهان در صحبتهاى اندیشمندان مختلف غربى نظیر هانتینگتون وفوکویاما و... ومسأله آرماگدون (Armageddon) یا نبرد آخر الزمان، دیدگاه غرب نسبت به مسألة آخر الزمان چیست وچطور مى توان این نظریه پردازى را در صحنة عمل سیاسى ونظامى وفرهنگى وسینمایى دید؟

به نکته مهمى اشاره کردید. اگر شما به تاریخ سینما مراجعه کنید از تقریباً 1964، 1965 (غیر از مسأله اسرائیل که مربوط به دهة 50 است وبه فیلم بن هور یازده اسکار دادند) سینما وارد مرحلة جدیدى مى شود که این مرحله توجیه کننده افزایش قدرت تسلیحاتى شرق وغرب است، یعنى از آن موقع فیلمها مى روند سراغ بشقاب پرنده ها وموجودات فضایى مثل فیلمهاى جنگ ستارگان (Jour locus) که از همان موقع شروع شد، بعد کشف شد که شرق وغرب که این فیلمها را مى سازند تعمّد دارند. اگر انسان نسبت به یک قدرت فضایى بسیار قدرتمند ترسانده مى شد تلاش در جهت افزایش قدرت تسلیحاتى شرق وغرب توجیه مى شد وتوجیه هم شد.

یک دروغ اگر به حد تواتر برسد مى شود حقیقت. وقتى ده نفر هى بیایند یک دروغ را تکرار کنند، انسان از لحاظ روانى تکان مى خورد. فیلمهاى مختلف وقتى بینندگان را مى ترساندند توصیه مى کردند که ما باید این فضا را رشد بدهیم. پس اینکه ذهن طراح غرب درجهت شیوع مطلوبهاى خودش وجا انداختن آن در سطح جهان با تصویر مسأله کاملاً روشنى است ؛ چرا که نیازى به ایجاد رابطه ندارد. تاریخ سینما وهمچنین گذر زمان وپرده برداشتن اهداف پشت پرده غرب این را روشن مى کند. امّا این موضوع چه ارتباطى با بحثهاى آخر الزمانى (فیوچریسم) که مثل تافلر وفوکویاما، هانیتنگتون وبرژینسیکى و... مطرح مى کنند، دارد؟