یک نفر از روحانیون میگفتند :
اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .
این موضوع را من با یک واسطه می گویم .
با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا (ع) روبروی ضریح،دو به دو با هم بودیم
گفتم از آقا چه خبر ؟
میگفت ما روزهای دوشنبه، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم به خانواده شهدا سرکشی میکنیم .
آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .
یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند
تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .
یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند.
درب را زدم ،
مادر شهید آمدند دم در و گفتند: آقا کــــــــــو ؟
گفتم: کدام آقا ؟
گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟
گفتم : شما از کجا می دانید ؟
شروع
کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه های شهیدم را دیدم ، بچه ها آمدند
گفتند : خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .
اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .
بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند فردا سید علی آقا می خواهند بیایند، ما هم تبریک می گوییم .
و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .
مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی !؟
مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به سید علی آقا برسانید و به ایشان
بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج مهدی نزدیک است ان شاءالله .
وآقا خیلی گریه کرد...
همین که حاضر شوی خودت را با هر نام و نشانی برسانی به آستان بوسی خادماان بی نام و نشان و همین که بشوی خادم خادمان دستگاه نوکری حضرت ارباب و آنان که در راه نوکری حتی از جان خود نیز گذشتند و همین که داغ «خادمی شهدا» را بر سینه ات زنند، خود بالاترین افتخار است.
نوکری اهل بیت و قدم گذاشتن در وادی پایمردی و ایستادن بر سر آرمان و انقلاب ، جز با کنار گذاشتن راحتی و آسودگی و عافیت معنا ندارد. در ادبیات نوکری ، «نمی خواهم» و «نمی شود» معنا نمی یابد و هرچه هست تحمل رنج و تلاشی است شیرین برای خواسته هایی متعالی. برای نوکری باید از همه چیز گذشت ، از نام و نشان ، از رتبه و مدرک، از نخوت و غرور و از همه ی خواستن ها و تعلقات بیهوده و نابه جا.
چه بسا خواستن های مشروعی که در این مسیر کنار گذاشته شود.
این جا دیگر برخی چیز ها اولویت خود را از دست می دهند. قبل از هر چیز باید روی خودت پا بگذاری ، روی خواسته ها و راحتی های خودت و حتی اولویت ها، دغدغه ها و علایق خودت ، درست مثل همان هایی که روزگاری این چنین کردند. هرچه باشد می خواهی برای چند صباحی هم که شده در رکابشان تنفس کنی ، روز را به شب برسانی و نوکری کنی و باید خود را شبیه ایشان کنی.
این که حاضر شوی از کلاس و درس و مشقت بزنی ، از فرصت تفریح و استراحت و در کنار دوستان و خانواده ، خوش بودن ها بزنی ، رنج سفر را تحمل کنی ، رنج سرما و گرمای شدید ، کم خوابیدن ها ، غذای بی موقع و نامطلوب خوردن ها ، رنج فرمان برداری و کنار گذاشتن ادعا ها ، رنج انجام کار هایی که تا به حال یادش هم نامطلب می نمود ، رنج خاکی بودن و خاکی شدن ها ، رنج خدمت به زائران شهدا ، کفش جفت کردن ها، زباله را از زیر پایشان جمع کردن ها ، در برابر خواسته های به حق و ناحق ایشان تواضع کردن ، دستشویی شستن ها و ... همه و همه نشانی از قدم گذاشتن در مسیر نوکری و خادمی دارد.
اصلا خادم اگر نوکر باشد، همه ی این مرارت ها برای اوشیرین می شود ، وقتی که بداند مورد رضایت ولی نعمتش قرار می گیرد و البته «ولی نعمت» شمردن شهدا، خود افتخاری است چه بسا بالاتر از خدمت شهدا. چرا که کم نیستند پرستش کنندگان معبود و یکتا پرستان روزگار و پس از آن کم نیستند پیروان دین حنیف اسلام در سراسر دنیا و کم نیستند سینه چاکان مذهب تشیع و اهل البیت علیهم السلام و گامی جلوتر ، کم نیستند جبهه ی دلدادگان انقلاب اسلامی و پیروان ولایت و حتی کم نبودند رزمندگانی که از جان و مال و همه چیز خود در راه آرمان خمینی و حفظ اسلام و انقلاب گذشتند ، اما شاید کمتر باشند آنانی که خود را خادم ایشان بدانند و به این خادمی مباهات و خاک تربت آن شهیدان را سرمه چشمان خود کنند.
آری ، در وادی نوکری ، هرچه نوکر تر باشی ، ارج و قرب بیشتری خواهی یافت. چه بسا رضایت ارباب دست یافتنی تر باشد وقتی که ببیند کسی خدمت نوکرش را می کند ، به این خاطر که او نوکر ارباب است. این ها همه به شرطی است که ابتدا خود را نوکر بدانی.
دشمنی دیرینه و آشکار یهودیان صهیونیست با مذاهب اسلامی بالاخص تشیع، نیاز به اثبات و ادله و برهان ندارد چراکه سُنت تاریخ، همواره بر رویارویی حق و باطل استوار بوده است. با نگاهی گذرا به تاریخ صدر اسلام نیز به نمونه های فراوانی از تخاصم یهودیان شبه جزیره حجاز علیه آیین رحمانی ...
منبع : منتظر
ادامه مطلب ...دم هر کسی که خودشو حتی یه ذره برای انقلاب و کشورمون خرج میکنه گرم... این روزا یاد اولای کار خودم افتادم که خیلیا اذیت کردن و چقدر دل که نشکستن! منی که هیچی نبودم و نیستم و اگه یه ذره اعتبارم دارم همش بحرمت خون شهیداس...مهم اینه حتی یه آدم نالایق و کمترینی مثل من تو این فضا رنگ بگیره، شکل بگیره، آبرو بگیره... مهم اینه الان کدوم طرف داریم شمشیر میزنیم... دم همه ی کسایی که برای آبروی ارزشهامون و عزتش حتی یه لحظه از ته دل شمشیر میزنن گرم... دم آقای مقصودلو (#تتلو) گرم! و همچنین اردشیر احمدی و همه ی اونایی که برای این آهنگ و ویدئوش زحمت کشیدن...مخصوصا ارتش جمهوری اسلامی* خیلی وقته میخواستم بگم که: خیلی جالبه که بعضیا به بهونه ی حمایت و حفظ ارزشهامون، همون ارزشها رو با تهمت و غیبت و ناسزا زیر پا میذارن
منبع پایگاه خبری جنبش سایبری موعودبرای دانلود این مداحی زیبا به لینک بروید.
منبع فجر کلیپ
ادامه مطلب ...
رهبر انقلاب کدام تشیع را برادر شیطان خواندند؟
"تشیع انگلیسی" یا "شیعه لندنی" ؛ اصطلاحی که مدتی است بر سر زبانها افتاده است. پس از "اسلام آمریکایی" که امام خمینی (ره) در برابر اسلام ناب محمدی تبیین کردند، رهبر انقلاب و نخبگان کشور از تهدیدی به نام "تشیع انگلیسی" پرده برداشتند. تشیعی که از لندن و با حمایت سرویس اطلاعاتی این کشور حمایت و ترویج میشود تا محصول "تفرقه" را در کشورهای اسلامی برداشت کند. تشیعی که با هزینههای سنگین تبلیغاتی تمام توان خود را برای پیوند "شیعه" با خشونت و قرار دادن آن در مقابل سایر فِرَق اسلامی تجمیع کرده است .
برای مشاهده بقیه متن به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب ...